خرید بک لینک
در هوای سرد شب آذر، رکاب بزنی و غمین باشی و باد سرد، اشکت را در آورده باشد و تو تشخیص ندهی این اشک سرماست یا اشک غم، یا اشک موسیقی که گوش میدهی و تو را فرا گرفته است.برای اولین بار شک میکنی!این آیا اش

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

تماس گرفت، از دوستانی بود که دو سال پیش با هم کوه رفته بودیم. او با خانواده اش، تا پناهگاه آمد و تلاش داشت فرزندانش را با کوه و طبیعت آشنا کند.گفت: شما از ذهنم پاک نشدی، چرا که فرزندش را که آن زمان شش

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

کتاب قبیله خرس غار، رمان قابل قبولی بود، قبل از سفر رکاب زنی به شیراز، هدیه گرفتم. کتابی که نگاه داروینیسمی و حضور بشر در زمین را بصورت داستانی جذاب درآورده است.نویسنده یک فمینیست تمام عیار است و تلاش

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

میگفت خانه برای من، معنای خاصی دارد. گرمایی از آن داشت و نگاهش به خانه بیشتر شاعرانه میزد.در شبی بارانی بود و پرتاب شدم چندین سال قبل، وقتی که در شبانه روزی کار میکردم و بچه ها دائما از هم وسایل با ا

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

از حضور خانمها در برنامههای دوچرخه سواری بوجد آمده بود. میگفت، خانمی که به این سفرها بیاد کار خیلی خاصی میکند و البته من با این نگاه موافق نبودم. تا این که با یکی از بانو رکابان های گروه هم سخن شد.به

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

فیلم جوکر را دیدم.و حیران شدم از پیشبینی کارگردان اش برای این روزهای خاورمیانه. یادم باشد، طبق آماری که وزارت بهداشت ارائه داده است، از هر چهار ایرانی، یک نفر دچار بهداشت روان نا سالم است و وقتی این

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

کارفرمای یکی از بچه ها بهم زنگ زد:آقا این چرا یهو اینجوری شده، نمیفهممش. عجیب غریب شده، خوب بود ها. اما یهو اینجوری شده.هفته پیش از باخت در قماری که کرده بود خشمگین شد، گوشی سه میلیونی اش را به دیوار

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

فصل سرد سال، یک آجر روی اجاق دکان میگذاریم و از این طریق، گرمای دکان تامین میشود.آجر، داغ و میله های زیرینش، سرخ میشود.فصل سرد سال، فصل پرتقال نیز هست . معمولاً پوست پرتقال ها را بر روی آجر داغ گذاشته

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

بعد از رکابزنی به تهران بازگشته و تقریباً یک ماه بود که از پارک و دویدن صبحگاهی به دور بودم.از ورزشکاران آن ساعت پارک نیز طبعاً بی خبر.یکی از مصمم ترین ورزشکاران صبحگاهی پارک، آقای فرخ نیا است. فردی

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

این روزها که پیرامون کودکان کار تماس گرفته میشود، سازمان با یک بی تفاوتی برخورد میکند.نتیجه این بی تفاوتی، تاثیر عمیقی دارد. از درون آن ثریایی که در قبر ، برای فلافلی، تن، حراج کرد، تا فرهادی که با م

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

وارد چنار ناز شده و با حجم انبوهی مردم بازگشته از تشیع جنازه روبرو شدیم. حجم انبوه برای کسی که به خلوتی و بی کسی بیابان عادت کرده است، معنایی دیگر دارد. بر روی صندلی که در میدانگاهی چنار ناز بود نشسته

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

از جاده ای بسیار و زیبا و پر پیچ و خم و پر از درختان زیبا بنه و شیلی به سمت پایین، به خواجه جمالی رسیده بودیم.در مسیرمان حتی بوته های کم یاب هوم که گیاه بسیار مقدس زرتشتیان و قبل از آن مهر پرستان بو

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

پرده اولدر جاده و سوار دوچرخه هستم یک موتور دو ترک با راکبین جوان کنارم میرسند و سرعت کم میکنند.حوصله هِلو و هاواریو ندارم.یک سلام علیکم غلیظ تحویل میدهمشان.:کاکو شما ایرانی؟ من فکر کردم خارجییی؟میگ

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

روز آخر رکاب زنی است و به شیراز نیلوبلاگ رسیده ایم. حافظ و سعدی و غزل خوانی از آنها و رفتن به ترمینال همانا و سوار اتوبوس شدن و برگشت به تهران. به شب قبل و« مهربانو،»،مادربزرگی که ما شب را در خانه اش مهمان شد

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

پس از سفر قسمت دوم:ما شانزده روز در سفر بودیم و در نتیجه شانزده شبمانی داشتیم. خانه معلم، مسافر خانه، بوم گردی، مسجد، امامزاده، حسینه، آشپزخانه حسینه، اتاقک های قبرستان، و خانه مردم محلی، منازلی بود

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

پس از بیست روز ندویدن و در سفر بودن، پارک رفته و شروع به دویدن کردم.در پارک، دو دوستْ درخت دارم که همیشه اول دویدن سلامشان میکنم. اولیش کهنسال ترین درخت پارک احتمالاً باشد و دومی، از لحاظ هندسی یکی ا

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

گزارش پس از سفر رکاب زنی یزد به شیراز نیلوبلاگ قسمت سومدر همه استان هایی که رکاب زده ام استان یزد، به طور سیستمی و یکپارچه چه بصورت نرم افزار و چه سخت افزار، یک سر و گردن از دیگر استان های کشور، به روز تر، مدر

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

داستان نیلوبلاگهای من و چنبرجمعه است و سوار چنبر هستم که، یادم می افته که ورود دوچرخه به مترو آزاد است. پس متناسب با این موقعیت، قرارهایم را تنظیم مجدد میکنم.برای اول بار است که با دوچرخه وارد مترو میشوم. اگر

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

پس از نزدیک به ده روز، دوباره پرچنان را میخواهم آپ کنم.روزهای سختی را گذرانده و میگذارنیم.نوشتن سخت شده است.بارها نوشته و پاک کردم، نمیخواهم مروج این فضای یاس که در همه آنچه من میبینم افتاده است باشم

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

صفحه بندی